ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

200

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

جمعى براى خلع امين قيام كرده‌اند شما هم برخيزيد و او را آزاد كنيد و نجات دهيد تا در اين وقايع نام و اثرى داشته باشيد . در آن هنگام پيرمردى سوار اسب رسيد و گفت : اى مردم ( سپاهيان ) شما بر امين چه ايرادى داريد ؟ آيا جيره و مواجب شما را بريده ؟ گفتند : نه . گفت . آيا يكى از فرماندهان و سالاران شما را عزل كرده ؟ گفتند : نه . گفت : براى چه دشمن او را يارى كرديد كه او را گرفتار كند به خدا سوگند هر قومى كه خليفه خود را بكشد بغضب خدا گرفتار و بشمشير آبدار دچار خواهند شد . هان برخيزيد و با كسانى كه او را خلع كرده‌اند بستيزيد و نبرد كنيد مردم برخاستند و با حسين سخت جنگ نمودند و او را اسير كردند . اسد حربى هم نزد امين رفت و غل و زنجير او را پاره كرد و او را بر سرير خلافت نشاند . امين مردمى بىسلاح ديد به آنها دستور داد كه سلاح بردارند آنها اسلحه را غارت كردند و چيزهاى ديگر را هم بيغما بردند . حسين را هم كه اسير كرده بودند نزد امين بردند او پوزش خواست و امين پذيرفت و او را آزاد كرد و فرمان داد كه لشكر خود را جمع كند و بجنگ مأمون برود . به او خلعت هم داد . حسين به طرف باب الجسر رفت و مردم براى تهنيت او شتاب كردند چون مردم رفتند او پل را بريد و گريخت . امين فرمان داد او را تعقيب كنند بدنبال او تاخت نمودند او در حال فرار بود . اسب او لغزيد و او افتاد به او رسيدند و سرش را بريدند . گفته شد امين او را وزير خود نمود خاتم خود را هم به او داد . سپاهيان پس از قتل حسين بيعت امين را تجديد نمودند . تاريخ قتل او پانزدهم رجب بود چون حسين بن على كشته شد فضل بن ربيع ( وزير ) گريخت و پنهان شد . بيان وقايع طاهر در اهواز چون طاهر به محل « شلاشان » رسيد حسين بن عمر رستمى را پيشاپيش باهواز فرستاد و به او دستور داد كه نگران و بر حذر و محتاط باشد . چون او را فرستاد جواسيس